کره 18 ماهه درفام از سیلمی والاس

آخر هفتهها غوغايي در تركمنصحرا برپاست. دهها هزار نفر از پير و جوان
ميآيند تا روزي خود را در پس گامهاي استوار اسبها جستجو كنند. در بطن
ماجرا هم چابكسواراني هستند كه چند ساعت قبل از هر مسابقه از زير قرآن رد
شدهاند. آنها با جان خود بازي ميكنند تا شرمنده خانوادههايي كه با
چشماني نگران بدرقهشان كردهاند، نباشند.
جوايز البته براي چابكسوارها
خيلي چشمگير نيست. اول شوند 200 هزار تومان، دوم شوند صد هزار تومان و سوم
شوند 50 هزار تومان. اين رقمها 10 درصد جوايزي است كه به اسبهاي برنده
داده ميشود. 90 درصد بقيه ميان مالكان متمول اسبها و مربياني كه عمرشان
را پاي پرورش اسبها ميگذرانند، تقسيم ميشود.
اما در كل
ضيافت زيبايي است؛ با كلي شور و هيجان، با كلي غم و شادي و البته با كلي
برد و باخت. جمعيتي در حدود 20 هزار نفر همه هفته يكجا جمع ميشوند و چنان
به تشويق سوارها ميپردازند كه زمين به لرزه درميآيد. چنين شور و هيجاني
در هيچ كجا ديده نميشود.
در پايان هم اگر تركمنصحرا، گنبد يا
آققلا ميزبان باشد رقابتها با برگزاري مراسم موسيقي سنتي تركمنها و رقص
خنجر به پايان ميرسد تا هفته بعد.
پير و جوان روي زين
از
ميان بهترين و قديميترين چابكسواران ايران، تركمن مرحوم خداقلي آق را
نبايد فراموش كنيم؛ كسي كه در هفتاد و يك سالگي دارفاني را وداع گفت، اما
تا هفتادسالگي در رقابتهاي اسبسواري حضور داشت. اصولا چابكسوار بودن سن و
سال نميشناسد هر چند به گفته يكي از پيشكسوتان رشته اسبسواري، دوران
قهرمانييك چابكسوار درست شبيه عمر قهرماني يك فوتباليست است!
سيد
زينالعابدين وادي كه 9 سال نايبرئيس فدراسيون اسبسواري بود و الان هم به
عنوان مشاور در اين فدراسيون حضور دارد، در اين باره به جامجم ميگويد:
در حال حاضر هيچ چابكسوار بالاي 35 سالي نيست كه در كورسهاي ايران اسب
بدواند. دليلش هم ريسكپذيري بالاي اين رشته و امكان آسيبديدگي بالاي
سواركاران است. ما تا چهار يا پنج سال پيش حتي تلفات جاني هم داشتيم، اما
آسيب بدني سواركاران از جمله شكستگيها، جزء لاينفك رقابتهاي كورس است. به
همين خاطر معمولا خانوادهها فرزندانشان را براي چابكسواري تشويق
نميكنند. آنهايي هم كه در اين رشته فعاليت ميكنند، اكثرا تركمنهايي
هستند كه از بچگي با اسب بزرگ شدهاند.
آماري جالب در اين مورد
ميگويد: بجز يك سواركار يزدي و يك سواركار لر، بقيه چابكسواران حال حاضر
ايران تركمن هستند! البته همانطور كه در مورد غيرتركمنبودن چابكسوارها
استثنا وجود دارد در مورد سن و سال آنها هم اين استثنا است. نمونهاش همان
چابكسوار هفتاد سالهاي كه از او نام برده شد.
مرحوم خداقلي در
دهههاي 30 و 40، قهرمان شكستناپذير ميادين سواركاري ايران لقب داشت و تا
پايان عمر در تهران، گنبد و بندر تركمن به چالاكي يك نوجوان در مسابقههاي
اسبدواني شركت ميكرد و اغلب در كورسها، گوي سبقت را از ديگر چابكسواران
ميربود. او در اواخر عمرش به علت ضعف قواي ديد از شركت در مسابقهها منع
شده بود، اما عشق و علاقه عجيبي براي مبارزه در رقابتهاي اسبدواني داشت و
هيچگونه ضعف و ناتواني در خودش احساس نميكرد.
بعد از او ديگر هيچ
سواركاري پيدا نشد كه تا هفتاد سالگي در مسابقهها شركت كند. برخلاف اين سن
بالا، حداقل سن سواركاري هم خيلي پايين است. هرچند اطلاع موثقي از
جوانترين سواركاران شركتكننده در تاريخ رقابتهاي كورس وجود ندارد، اما
به روايتي ميتوان لقب جوانترين چابكسوار پيست را به ستار مهراني داد،
كسي كه اولين بار در يازده سالگي قهرمان ايران شد. مهراني آخرين بار، همين
هفته گذشته قهرمان رقابتهاي كورس پاييزه آققلا شد؛ البته او حالا
سيوچهار ساله است و مسنترين چابكسوار ايران به شمار ميرود.
رقابت 52 كيلوييها
برخلاف
سن چابكسواران كه هيچ محدوديتي ندارد، وزن آنها با محدوديت مواجه است.
اينجا مثل وزنهبرداري نيست كه ورزشكار با توجه به وزنش (از زير 56 كيلوگرم
به بالا) در يكي از اوزان هشتگانه رقابت كند. در رقابتهاي كورس همه
سواركاران بايد هموزن هم باشند؛ 52 كيلوگرم!
يكي از دلايل اصلي اين
قانون حمايت از اسب است. دليل ديگرش هم رابطه مستقيمي است كه وزن چابكسوار
با سرعت اسب دارد. به همين خاطر همه سوارها بايد هموزن باشند. اما چگونه؟
كميته
برگزاري رقابتها براي هموزنكردن چابكسوارها از سرب استفاده ميكند.
يعني اگر سواركاري وزنش كمتر از 52 كيلوگرم باشد به همان ميزان سرب در زين
اسب جاسازي ميكنند. البته اين قاعده يك استثنا هم دارد كه هنگام حضور اسبي
قدرتمندتر در رقابتهاي يك كورس اجرا ميشود. زماني كه تعداد اسبهاي يك
كورس براي پركردن همه خطوط مسابقه كافي نباشد و بالاجبار از اسبهاي
قدرتمندتر در كورس دستههاي پايينتر استفاده شود، كميته برگزاري اجازه
دارد كه وزن سوار و زين را تا 60 كيلوگرم افزايش دهد.
عمر قهرماني اسب
هرچند
پرورش يك اسب هزينههاي گزافي دارد، اما اگر فكر كنيد مالكان در قبال اين
هزينهها، سالهاي زيادي ميتوانند اسبهاي خود را در كورسها بدوانند
اشتباه كردهايد. اسبها برخلاف چابكسواران در پنج يا شش سالگي بازنشسته
ميشوند و اين درحالي است كه آنها از دو سالگي ميتوانند در رقابتهاي كورس
شركت كنند. يعني يك اسب برخلاف آنكه چيزي در حدود دهيا 15 سال ميتواند
در رقابتهاي پرش شركت كند، در رقابتهاي كورس فقط سه يا چهار سال توان
شركت دارد. اين به خاطر فشار بالاي رقابتهاي كورس در قياس با ديگر مواد
اسبسواري است. البته عمر حضور اسبهاي كورس بعضا به شش يا هفت سال هم
ميرسد كه باز هم مدت زمان زيادي نيست.
سريعترين اسبها از نژاد
تروبرد هستند. اين نژاد اولين بار در قرن هفدهم در انگلستان به وجود آمد،
زماني كه ماديانهاي بومي با نريانهاي عرب وارداتي كشيده شدند.
تروبرد
به دليل سرعت بالايي كه دارد بيشتر در كورس استفاده ميشود، ولي در ساير
رشتهها مثل پرش، درساژ، چوگان، زيبايي و شكار نيز از آنها استفاده ميشود.
در ايران هم سريعترين اسبها از نژاد دوخون هستند كه از تلفيق اسبهاي
تروبرد و تركمن به وجود آمده است. تروبردها هزار متر را چيزي در حدود دو
ثانيه زودتر از اسبهاي دوخون ميدوند كه البته در اين مورد هم استثنا وجود
دارد.
وادي ـ پيشكسوت سواركاري ـ از اسبي به نام چكاوك حرف ميزند
كه ده سال پيش، آن زمان كه اسبهاي نژادهاي مختلف در يك كورس با يكديگر
رقابت ميكردند پنج سال تمام در حضور اسبهاي تروبرد قهرمان ايران شد و 60
بار در كورسهاي مختلف زودتر از سايرين از خط پايان گذشت.
رضا پورعالي / گروه ورزش جام جم آنلاین
چابكسواران زيادي در ايران عمرشان را روي زين اسب ميگذرانند، اما در ميان همه آنها ستار مهراني نامآشناتر از سايرين است. او با 34 سال سن از همه چابكسواران ايراني مسنتر است، اما هنوز هم يكي از مدعيان هفتگي قهرماني در كورسهاي كشور است.
ستار كه در روستاي چاروايلقي شهرستان گنبد كاووس به دنيا آمده از ده سالگي سواركاري را آغاز كرد و خيلي زود در یازده سالگي قهرمان كشور شد. به همين دلیل خيليها او را جوانترين قهرمان ايران هم مينامند. حالا 23 سال از آن روز ميگذرد و او همچنان پاي ثابت قهرماني در كورسهاي هفتگي اسبسواري است
اين 23 سال البته براي او مثل ديگر چابكسوارها بيخطر سپري نشده. نمونه آخرش همين ماه گذشته بود كه او از اسب افتاد و دچار شكستگي بيني و پارگي ابرو شد. اين آسيبديدگي با توجه به عبور دو اسب از روي سواركار ميتوانست خيلي خطرناكتر و جديتر هم باشد. با ستار مهراني درباره خودش، درآمدش و آرزوهايش صحبت كرديم كه در ادامه ميآيد.

چابكسواري را از چند سالگي شروع كردي؟
از سال 1368. آن زمان فقط 11 سال داشتم و اتفاقا در اولين باري كه در رقابتهاي كورس سوار اسب شدم، عنوان قهرماني را به دست آوردم.
يعني يكي از جوانترين قهرمانان اسبسواري ايران هستي؟
بله!
هم جوانترين و هم پيرترين. من الان 34 سال دارم و مسنترين شركتكننده در
رقابتهاي كورس هستم. با اين حال هنوز احساس جواني ميكنم. همين هفته
گذشته بود كه در كورس آققلا عنوان قهرماني را به دست آوردم.
با اين حساب هر مالكي كه ميخواهد اسبش قهرمان شود سراغ شما ميآيد...
البته
چند سواركار خوب ديگر هم هستند كه هميشه با يكديگر رقابت داريم. نفراتي
همچون ياسر جرجاني، كمال عطا، فيضالله رجال، قربان محمد اودك، ابوطالب
چاريزاده و چندتاي ديگر اما به هر حال خود من يكي از چابكسواراني هستم كه
با توجه به عناوين و افتخاراتم هميشه مورد توجه مالكان بودهام.
چند بار اول شده اي؟
نمي
دانم. الان 23 سال است كه به صورت مستمر در رقابتهاي كورس شركت ميكنم و
هميشه هم مدعي بودهام. فكر هم نميكنم تعداد عناوين قهرمانيام در جايي
ثبت شده باشد.
با توجه به اين عناوين پرشمار بايد وضع مالي خوبي داشته باشي؟
تا
سال 80 جوايز ما در حد گذران زندگي مان بود، اما پس از آن با ورود
اسپانسرها و افزايش جوايز قهرمانان شرايط چابكسوارها هم كمي بهتر شد.
البته اين را هم بگويم كه اين شرايط خوب فقط براي چند چابكسوار مطرح است و
خيليهاي ديگر دستشان به جوايز نميرسد.
الان بابت هر اولي در رقابتهاي كورس چقدر جايزه دريافت ميكني؟
10
درصد از كل جايزه به سواركار ميرسد كه در بهترين حالت ميشود 180 هزار
تومان. البته اين تمام دستمزد ما نيست. بعضي اوقات مالكان هم از جوايزي كه
بابت قهرماني اسبهايشان به دست ميآورند به ما انعام ميدهند كه اين رقم
چيزي حدود 200 تا 600 هزار تومان است.
يعني بيشترين انعامي كه بابت اولي در يك كورس گرفتهاي 600 هزار تومان بوده؟
نه!
سال گذشته پس از آنكه در يك رقابت حساس توانستم در گروه يك اسبهاي دوخون
اول شوم مبلغ دو ميليون تومان پاداش از مالك اسب دريافت كردم، اما معمولا
ميزان پاداشهاي ما بين همان 200 تا 600 است.
در يك آخر هفته، در چند كورس شركت ميكني؟
اين
بستگي به توانمندي سواركار دارد، اما من معمولا از هفت كورس با اسبهاي
مختلف در شش كورس رقابت ميكنم. يعني يك جور برنامهريزي ميكنم كه بعد از
سه كورس نيمساعت استراحت داشته باشم و دوباره در سه كورس ديگر رقابت كنم.
خسته نميشوي؟
به
هر حال ما بايد براي اين كار در يك روز چيزي حدود چهار يا پنج ساعت روي
اسب باشيم. البته خود مسابقهها هر كدام حدود يك يا دو دقيقه زمان ميبرد،
اما آمادهسازي اسب در فاصله نيمساعته تا آغاز كورس بعدي را هم بايد در
نظر گرفت. به هر حال اگر عشق نباشد خستگي هم دارد.
راستي با توجه به اينكه هميشه يكي از مدعيان كسب عنوان چابكسوار فصل هستي، خودت هم در پيشبينيها شركت ميكني؟
نه!
چرا؟
يك چابكسوار اگر اين كار را انجام دهد و در يك كورس موفق نشود، تمركزش را در بقيه كورسها از دست خواهد داد.
اما خيليهاي ديگر هستند كه روي اسبهاي شما پولهاي زيادي را ميبرند و ميبازند.
اين را ميدانم، اما سعي ميكنم هميشه روي مسابقه خودم و آن جايزهاي كه ميگيرم تمركز كنم.
ميداني بيشترين پولي كه با بردن اسب تو نصيب يك شرطبند شده چقدر بوده؟
فكر ميكنم يك بار با بردن اسب من شخصي حدود 50 ميليون تومان پول برد.
تا به حال شده اين برندهها از پولي كه ميبرند به شما هم چيزي بدهند؟
بله! اين اتفاق بارها افتاده. آنها بعضي اوقات براي تشكر اين كار را ميكنند، اما ما به همان پول جايزه خودمان راضي هستيم.
سواركاري ورزش خطرناكي است. در طول اين همه سال چند بار اين خطرات جان تو را تهديد كرد؟
خود
من از اسب زياد افتادم، اما تنها آسيبديدگي جدي من همين دو هفته پيش بود
كه پس از برخورد به زمين زير پاي اسب كناري افتادم. بيني من شكست و ابرويم
نيز چند بخيه خورد. البته يك بار ديگر هم دچار شكستگي گونه شدم!
بزرگترين آرزوي يك چابكسوار چيست؟
همه چابكسواران آرزو دارند روزي در بهترين كورسهاي جهان رقابت كنند؛ آرزويي كه هيچ وقت براي ما برآورده نميشود.
چرا؟
به
اين علت كه ما نميتوانيم با اسبهاي خودمان در رقابتهاي خارجي شركت كنيم
و آنها هم معمولا به خارجيها به جاي اسب يابو ميدهند. من خودم سه بار در
كورس تركيه و يكبار در تركمنستان شركت كردم اما با اسبهايي كه به من
دادند هيچ موفقيتي به دست نياوردم.
چه زمان قصد خداحافظي داري؟
من فكر ميكنم تا چهل سالگي بتوانم در رقابتهاي كورس مدعي باشم. در كورسهاي خارجي هم اكثر چابكسواران مطرح اين سنوسال را دارند.
منبع : جام جم آنلاین
بنیامین در نبود یاسر جایش را پر کرد
در هفته دهم مسابقات آق قلا بنیامین جرجانی با اسبهای آلتن گزل قهرمان و با ریور به مقام سومی دست یافت.بنیامین در این روز نشان داد آینده ای درخشان در انتظار دارد و می تواند در سالهای آینده همچون یاسر جزء سوارکاران موفق در عرصه مسابقات کورس باشد.بنیامین در این هفته توانست اولین مقامهای خود را در عرصه مسابقات کورس ایران بدست آورد مسلما این روز به عنوان به یادماندنی ترین روز در دفتر خاطراتش ثبت خواهد شد.اگرچه خاطره این روز با موفقیت بنی خان می توانست دو چندان شود ولی بخت با این سوارکار نوجوان یار نبود و نتوانست با اسب خودش موفق ظاهر شود.
آگوگ سل ناکامترین اسب هفته دهم
در هفته دهم آق قلا در کورس دوم آگوگ سل از نظر تماشاگران بیشترین شانس برای قهرمانی را داشت.و بیشتر پیش بینی ها هم روی این اسب استوار بود.آگوگ سل در این روز سوارکار ماهری همچون ستارمهرانی را بر روی خود می دید.همین مسئله هم کافی بود تا تماشاگران با اطمینان خاطر زیادی روی این اسب حساب ویژه ای باز کنند.اما اگوگ سل در این روز حریفان سرسختی همچون آپوئل فاصله و فیوچر را پیش روی خود می دید.در آخر کار هم تسلیم این اسبها شد تا به عنوان ناکامترین اسب این هفته از نظر وبلاگ ما در نظر گرفته شود.
تک استار و سپهرخان همانند نمودار پیش بینی
در کورس سوم تک استار با اقتدار به مقام قهرمانی دست یافت.تا نشان دهد می توان از روی نمودار پیش بینی کنندگان هم تقلب کرد و روی آن حساب ویژه ای بازکرد.اگر چه مربی این اسب قارلی نفس قلرعطا هم قبلا بارها از قهرمانی اسب خود در این روز حرف زده بود.بادل هم دراین روز بدشانسی هفته قبل خود را جبران کرد و توانست به مقام شیرین دومی دست پیدا کند و مربی خود را برای ادامه راه امیدوار کند.سپهرخان نیز اگر چه همانند نمودار پیش بینی کنندگان نتوانست به مقام دومی دست پیدا کند اما به جای آن به مقام سومی دست یافت تا شانس خود را برای قهرمانی در هفته های آینده جستجو کند.
کورس مشکل و سخت را سیروان برد
کورس پنچم که مخصوص اسبهای دوساله10تا14 امتیاز بود.سیروان با سوارکاری محمد خوجملی به یک قهرمانی زیبا دست پیدا کرد تا بدین ترتیب خود را از این پس در میان اسبهای پر امتیاز دوساله ببیند.سیروان در این روز برای قهرمان شدن حرفیان سرسختس همچون بانی مگاتون کانیار و سردارصحرا را پیش روی خود داشت.سیروان در این روز با اعتماد و آمادگی بالا وارد میدان شده بود.همین مسئله کافی بود تا حریفانش پشت سر او از خط پایان عبور کنند و شکست در مقابلش را قبول کنند. در این کورس بانی و کانیار هم با شایستگی مقامهای بعدی را کسب کردند.
بوگاتی مساوی با بوگاتی
در کورس چهارم بوگاتی با سوارکاری نادرصالحپور کورس زیبایی از خود به نمایش گذاشت.و به سومین مقام قهرمانی خود دست یاقت.بوگاتی با این قهرمانی نشان داد دست نیافتی کار خود را دنبال می کند.اگرچه عیار بوگاتی تا حالا با مسافتهای بالا سنجیده نشده است حال در هفته های آینده باید دید آیا بوگاتی در مسافتهای بالا هم مساوی با بوگاتی حرکت خواهد کرد یا خیر.مسترکی هم در این کورس به مقام نایب قهرمانی دست یافت تا امیدها را برای المرام زنده نگه دارد.یاقوت هم در این کورس نتوانست از سد بوگاتی و مسترکی بگذرد و به مقام سومی قناعت کرد.
شیری که هر سال یکبار شیر است
در کورس ششم شیر یلقی با سوارکاری ال کلاسیکو توانست به مقام قهرمانی دست پیدا کند.شیر یلقی با این قهرمانی نشان داد دوست دارد هر سال یکبار قهرمان شود و با قهرمانی خود صدای افسوس تماشاگران را بالا ببرد.در این کورس کانی میران به مقام دومی دست پیدا کرد.بیگبال نیز سوم شد.هالیتا با گلدفیور نیز به توفیقی دست پیدا نکردند.
گروه یک اسبهای تروبرد داخلی در دستان سیلوعت
در کورس هفتم مسابقات اق قلا سیلوعت با سوارکاری کمال دالیجه عطا توانست به مقام قهرمانی دست پیدا کند.سیلوعت در این کورس نشان داد به روزهای اوج خود برگشته است و در هفته های آینده حریف سرسخت اسبهای گروه یک تروبرد داخلی خواهد بود.فیلدمارشال هم در این روز تعداد مقامهای دومی خود را مساوی با قهرمانی هایش کرد.جمشیدجرجانی هم در این روز بعد از مدتها ریور را با سوارکاری بنیامین جرجانی در یکی از سکوهای قهرمانی جای داد.
باشگاههای موفق و ناموفق
در هفته دهم مسابقات آق قلا باشگاه صبای گنبد با اسبهای بانی و سیلوعت موفق ظاهر شد.این باشگاه که در طول مسابقات تابستانه تهران تغییر مربی داد وتصمیم گرفت راه خود را با مربی جوانی به نام کمال واچ ادامه بدهد.مسلما این تصمیم باید در پشت صحنه خود از اعتماد بالایی مالک باشگاه برخوردار می بود.که این اعتماد را آقای صیرفی کردند تا امروز نشان دهد در انتخاب خود اشتباه نکرده ودرست عمل کرده است.اما باشگاه عقیق باشگاهی که در مسابقات تهران بسیار موفق ظاهر شد.باشگاه عقیق بر خلاف تهران در آق قلا با نتایج بدی که می گیرد کار خود را دنبال می کند.باشگاه عقیق نیز از مربیگری جوانی به نام کمال قربانی بهره می گیرد.کمال قربانی در مسابقات آق قلا باید هر چه زودتر به خود بیاید تا نتایج ضعیف خود را جبران کند.
دلایل عقب نشینی های متعدد هورس ایران از مواجهه با حریفان چیست؟
شاید برای خیلی از دوستان سوال باشد که چرا باشگاه هورس ایران به علتهای متعدد از شرکت در مسابقات انصراف می دهد.هورس ایران در هفته دهم مسابقات آق قلا روز یکشنبه اسپریت را از لیست مسابقات بیرون کشید تا به جای آن مگاتون جایگزین شود.روز مسابقه هم برای آریاناز و بای بای کوئین اجازه شرکت در مسابقات را نداد.علت این تصمیمات چیست؟آیا هورس ایران با انصراف دادنش از مسابقات مهر تاییدی بر مصدومیت اکثر کره های المرام نمی زند.اگر غیر این است پس مشکل کار کجاست؟یا اینکه این اسبها از آمادگی بالایی برخوردار نیستند اگر چنین است چرا تصمیم به ثبت نام آنها شده است است؟
مسابقات کورس استادیوم (میدان دوبی) دیروز با برگزاری 6 کورس به اتمام رسید. در دور چهارم که بیشترین نگاه ایرانی ها برای این دور بود، نریان دانچلینگ ورث متعلق به حمید رادان گرد و خاک عجیبی را به پا کرد و در بین 14 راس اسب، با یک قهرمانی شیرین در مسافت 1400 متر، دل تمامی هواداران این اسب را شاد کرد. در این کورس اسبهای کاونت پاریس، فاینال ریک فاری و دیزرت آف دریمز از بیشترین شانس قهرمانی در بین تماشاگران برخوردار بودند. استارت کورس ساعت 19.45 به وقت ایران زده شد و دانچلینگ ورث بعد از برخورد به کپل یکی از اسبها خود را تا پیچ آخر در رده سیزدهم دید و بعد از پیچ، با هنرنمایی زیبای سوارکار ایرلندی خود تید درکان نمایش خیره کننده ای از خود به جای گذاشت

و در رقابتی پوزه به پوزه با اسب الرازی به مقام قهرمانی رسید. این قهرمانی در حالی رقم خورد که قبل از اعلام نتایج، تلویزیون ورزشگاه تصاویر الرازی را نشان میداد و گوینده میدان نیز از قهرمانی الرازی سخن می گفت اما فتوفینیش قهرمانی را برای دانچلینگ ثبت کرده بود. بعد از اینکه اعلام نتیجه شد تماشاگران حاضر در استادیوم به یکباره این اسب را تشویق کردند. حمید رادان که توانسته بود با دانچلینگ ورث در مسافت 1400 متر، اولین قهرمانی ایرانی ها را در میدان جبل علی کسب کند، این بار نیز به عنوان اولین ایرانی توانست در میدان دوبی به عنوان اولین ایرانی به قهرمانی برسد.
ما هم به نوبه خود این موفقیت را به حاج حمید رادان تبریک می گوییم.
منبع:سایت گلستان اسب
این خانوم از میان سیم های خاردار اصطبل مزرعه ای عبور کرده و به کمک نان اسب ها را به سوی خود جلب کرد. سپس با حوصله موهای بلند دم آنها را قیچی کرد.
به گزارش انعکاس به نقل از سه نسل، یک فرد ناشناس در چند روز اخیر موجب خشم و نگرانی مالکان اسب در ناحیه ایلارساز سوئیس شده زیرا شبانه دم اسب ها را بریده و می دزد.

در مسابقات هفته هشتم آق قلا که مختص اسبهای گروه یک اسبهای دوخون بود این بار نونت اسپشیال ویو بود تا شایستگی های خود را اثبات کند و به مقام قهرمانی دست پیدا کند.مسابقات گروه یک اسبهای دوخون در آق قلا به شکلی دنبال می شود که پیش بینی اسبهای برنده در ان بسیار مشکل می باشد.که این موضوع باعث شده تا مسابقات آق قلا به شکل زیبایی پیگری شود.مسابقاتی که با وجود کمبودهای بسیار از لحاظ کیفیت کورسها در حد مطلوبی بوده که این امر باعث کشاندن مشتاقان زیادی از نقاط مختلف کشور عزیزمان شده است.در مسابقات گروه یک در میدان سوارکاری آق قلا هر بار یک اسب مختلف قهرمانی را توانسته بدست آورد.که در هفته هشتم نیز بخت با اسپشیال ویو یار بود تا بعد از9 ماه بتواند قهرمانی شیرینی را بدست آورد و امیدهایی که از مربی این اسب عبدالرحیم چپرلی ناامید شده بود را دوباره زنده کند.کراندو هم در این کورس بعد مدتها توانست مقامی را بدست اورد.اسپیدهورس نیز در این کورس سوم شد.سلتیک اسبی که بیشترین شانس برای قهرمانی را داشت در حد اندازه های اسب قهرمان ظاهر نشد. حرف حدیث هایی هم بر روی این اسب بعد از کورس ناامید کننده اش بوجود آمده بود.همه این عوامل باعث شد تا مالکین این اسب دست به تغییر مربی بدهند و این بار شانس خود را با تویلی قربانی امتحان کنندسانی نیز در این کورس نشان داد خیلی با روزهای اوج خود فاصله دارد.